مهدى مهريزى وهادى ربانى

101

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

راه رفتن و رشتهء امورات را از دست استبداد گرفتن است . در حال حاضر كه نوّاب ائمّه عليهم السلام خود را مكلّف به سلطنت عامّه نمىدانند . . . » . « 1 » چنان‌كه ملاحظه مىشود ، واژهء « جمهوريت » به صراحت به معناى نيابت فقها در امور سياسى و عمومى ، تفسير شده است . 3 - 2 . سند دوم : پاسخ به سؤال مردم همدان آقا نجفى قوچانى ، تلگرافى را ذكر مىكند كه آخوند خراسانى و مرحوم مازندرانى در دورهء موسوم به استبداد صغير در پاسخ به دو استفتاى اهالى همدان نوشته و ارسال كرده‌اند . در قسمتى از اين تلگراف ، حكومت به مشروعه و غير مشروعه تقسيم شده و ضمن انحصار حكومت مشروعه به معصومان عليهم السلام ، حكومت غير مشروعه ، به عادله و غير عادله تقسيم شده است . « عادله ، نظير مشروطه كه مباشر امور عامّه ، عقلا و متديّنان باشند و ظالمه . . . مثل آن كه حاكم مطلق ، يك نفر مطلق العنان خودسر باشد » . در ادامهء تلگراف به صراحت چنين آمده است : « با نظر به مصالح مكنونه ، بايد مطويّات خاطر را لمصلحة الوقت كتمان كرد و موجزاً تكليف فعلى عامّهء مسلمين را بيان مىكنيم كه موضوعات عرفيه و امور حسبيه در زمان غيبت به عُقلاى مسلمين و ثقات مؤمنان مفوّض است و مصداق آن ، همان دارالشوراى كبرى بوده كه به ظلم طُغات و عُصات جبراً منفصل شد . امروزه بر همهء مسلمين ، واجب عينى است كه بذل جهد در تأسيس و اعادهء دار الشورا بنمايند . تكاهل و تمرّد از آن به منزلهء فرار از جهاد و از كبائر است . . . » . « 2 » بررسى با تأمّل در مطالب تلگراف و زمان نگارش و ارسال آن ، به نظر مىرسد كه نمىتوان به عبارت مورد نظر [ موضوعات عرفيه و امور حسبيه در زمان غيبت به عُقلاى مسلمين

--> ( 1 ) . مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ، ص 429 و 430 ( 2 ) . برگى از تاريخ معاصر ، ص 48 - 53